a truth

آدرس وبلاگم به فارسی می شه یک حقیقت. این یعنی این کلمه برام چیز مهمی بوده و بهترین چیزی بوده که موقع ساختن این وبلاگ به ذهنم رسیده.

ولی دیروز با یه تلنگر فهمیدم که خیلی وقته دارم از حقیقت زندگیم فاصله می گیرم. به جای مواجه شدن با حقایق زندگیم، کتمانشون می کنم و ازشون فرار می کنم.

امروز چیز وحشتناک تری فهمیدم. اینکه خیلی وقتا اصلا حقیقتو نمی دونم. حقیقت شرایط زندگیمو، حقیقت آدمای دور و برم، حقیقت چیزایی که می بینم، چیزایی که می شنوم. هیچی از حقیقت نمی دونم...

---------------------------------------------------------------

 

638

00:49:26,840 --> 00:49:29,340

توی دریایی از بهانه ها

...و سوءتفاهما

 

639

00:49:29,340 --> 00:49:31,770

من احساس شادی و خوشحالی می کردم

 

640

00:49:36,260 --> 00:49:38,720

حتی با این که اون خوشحالی

...فقط یه دروغ بود

 

641

00:49:39,090 --> 00:49:41,910

فکر کردم می تونم اون قدر استدلال بیارم

تا تبدیل به حقیقت بشه

 

642

00:49:45,350 --> 00:49:49,860

فکر می کردم اگه به اندازه ی کافی استدلال بیارم

اون رویاها تبدیل به حقیقت می شن

 

643

00:49:53,560 --> 00:49:56,160

ولی مهم نبود که چه قدر گوش ها و

چشم هامو بستم

 

644

00:49:56,160 --> 00:49:58,180

و مهم نبود که چه قدر

...استدلال آوردم

 

645

00:49:58,850 --> 00:50:02,790

حقیقت همون جایی که بود

باقی موند

 

646

00:50:17,220 --> 00:50:19,550

حالا وقتشه که از اون رویاها

بیدار شم

 

647

00:50:20,210 --> 00:50:22,960

مهم نیست که حقیقت چه قدر ترسناک و

...سنگین باشه

 

648

00:50:23,410 --> 00:50:25,840

.حالا وقت رو به رو شدن با حقیقته

 

/ 3 نظر / 21 بازدید
نون اوّل نامه..

یکسری حقیایق رو ما نباید بدونیم.. یکسریها رو بعدا می فهمیم.. یکسریها رو هرگز! یکجا خوندم تو تصمیم گیریها، یه راه درست هست، یک راه اشتباه.. آدمها بر اساس درونشون راهها رو انتخاب می کنن.. در هر شرایطی آدم می دونه کار درست و راه درست کدومه.. اگر راه درست تره رو انتخاب کنه، واسه مراحل بعدی، تشخیص راه درست از اشتباه براش ساده تر و روشنتر میشه.. اگر نه، برعکسش اتفاق میفته(یه جایی از کتاب "روی ماه خداوند را ببوس"..) کارنامه جالبی بود از پستهای پارسالت.. عطیه حواست هست چقدر خودتو تحت فشار گذاشتی برای حل اتفاقها؟ من خیلی اتفاقهای تو رو نمیدونم و در جریانش نیستم.. ولی چیزی که خودم یاد گرفتم و پارسال فهمیدم، این بود که من نمیتونم و نمیشه همه حقایق رو بفهمم و همه مسایل رو حل کنم.. نمیتونم همه آدمها رو هدایت کنم و همه چی رو درست کنم.. من مسئول خودم هستم.. راه خودم.. نصیحت به خودم و از همه مهمتر درک کردن خودم و دوست داشتن خودم.. عطیه جان نمیدونم چقدر حرفهام به خصوصیاتت بیاد.. به حسی که از بعضی مطالب و این پستت داشتم جواب دادم و این همه پرحرفی کردم.. شرمنده که خیلی طولانی بود منبر رفتنم! موفق باشی همنام..[قلب][چش

شبگرد

متاسفانه ما آدم ها، متوجه یک سری حقایق میشیم و یکسری اصول جدید برای خودمون مینویسیم ولی کمی بعد باز درگیر یه سری توهمات میشیم. انگار هیچ وقت نمیشه ازشون خلاصی پیدا کرد...

ندا

آقا یه سوال ذهنمو درگیر کرده اینا رو از زیرنویس کدوم فیلم آوردی؟