کابوس

وایساده بودیم روبروی هم...داشتیم حرف می زدیم...صحبت رسید به یه جایی که من یه سوالی پرسیدم...یه کم من و من کرد بعد با ناراحتی جواب داد...یه خبر خیلی بد بود...یه لحظه خیلی حالم بد شد...قلبم داشت از جا کنده می شد...یه قسمت خیلی با ارزش از زندگیم به یک باره نابود شده بود...تو اون لحظه واقعا حال بدی داشتم...به نفس نفس افتاده بودم...

بعد با همون حال و نفس نفس زنان از خواب پریدم...

بی نهایت خوشحال شدم ازین که همش خواب بوده...ازین که همه چی سر جاشه و چیزی از دست نرفته...یه کم طول کشید تا آروم شدم...و بعدم دوباره خوابیدم...

.........................................................................

تا حالا چندین بار اتفاق افتاده...این که تو خوابم یه اتفاق خیلی بد در حد فاجعه رخ بده و مث تو فیلما یه دفعه از خواب بپرم...اون لحظه های بعد از بیدار شدن تو این جور مواقع جزو بهترین لحظه های زندگیم بودن...اینکه بفمی یه کابوس بیشتر نبود...

کاش تو زندگی واقعی ام همینجوری بود...وقتی اتفاق خیلی بدی می افتاد...وقتی می رسیدی به بن بست...یه دفعه از خواب می پریدی و می دیدی همه ش یه کابوس بوده...

کاش می شد به همین سادگی بیدار شد...

/ 8 نظر / 9 بازدید
سرمه

واقعا کاش همین جوری بود از خواب میپریدیم یا دکمه برگشت به عقب داشت زندگی

زهرا

:|

مهديه

هوووم... من هميشه خواب ميبينم از ي بلندي سقوط ميكنم و يهو وسط آسمونو زمين ميپرم از خواب... حس جالبيست!! بعد يه موقع هايي كه سرو كارم با كامپيوتر زياده مثلا وقتي دارم برنامه مينويسم...جدن و كاملا غير عمد هر وقت كاري خراب ميشه يا حرفي زده ميشه كه نبايد و.. تو ذهنم دنبال ctrl + Z ‌ميگردم! :|:|

فقیهه

آره دقیقا... حس اینسپشن بم دست داد یهو نمی دونم چرا!

درسا

گاهی برای منم این اتفاق میافته و بعداز بیدا ر شدنم همین آرزو رو میکنم برای تمام اتفاقت بدی که یک روز در زندگیم افتاد و امروز که میافتد... بقول خودت کاش میشد به همین سادگی از تمام تلخی ها و اشتباهات زندگی بیدار شد...کاش

ندا

واقعا ای کاش اینطور بود...

زهرا

منم اتفاقا چند روز پيش فكر ميكردم چه جالب و شايد خوب ميشد اگه اين چند ترميكه گذشت رو فقط توي خواب ديده بودم و برميگشتم به هموني كه بودم ... برميگشتم به...