داتسا نم؟!!

همیشه شغل هایی مثل پزشکی و دندانپزشکی و امثالهم یک جذابیت خیلی پررنگ برایم داشتند: ارتباط با انسان ها

اینکه آدم های مختلف و قصه هایشان راببینی، مستقیما برایشان مفید باشی و احیانا در برخورد با این آدم ها ماجراهایی هم پیش بیاید.

برای همین هم مدتی شده رفته ام توی فکر که ببینم من با یک رشته ی مهندسی (که در آن حتی با یک لپ تاپ پشت میز می شود کار کرد) چه طور می توانم مستقیما با آدم ها در ارتباط باشم و احیانا یک فایده ای بهشان برسانم؟

---------------------------------------------------------------------------

پ ن: عنوان مطلب را بر عکس هم می شود خواند. به عنوان تنها جوابی که تا حالا برای سوال بالا پیدا کردم...

/ 3 نظر / 8 بازدید
زهرا

هه هه هه

شیوا

منم همین فکرارو خیلی کردم.به ایت فک کردم که بزرگترین لذت زندگیم یه جورایی مفید بودن واسه اطرافیانمه.که هم کارخوبیه.و هم اینکه واسم آرامش دورنی میاره.به این فک کردم که اگه تو برق یه کارخوبم پیداکنم خود کارش که کمک به شخصی نیست که. با آدم که کاری نداره.نهایتا بتونم باپولم کمک کنم که اونم خیلی بعیده چون انقد آدم تو زندگی خودش چاله چوله داره که ....خلاصه که تصمیم گرفتم تغییر رشته بدم...