آب حوض می کشیم...

از راه که رسیدم کیف و چادرمو گذاشتم رو تخت کنار حیاط. دو ساعت تمام یه سطل یه سطل آب حوضو خالی کردم و دادم پای گل و درختای باغچه. بعد  کفشو تمیز کردم به سختی، چون در چاه کف حوض باز نمی شد که بشه به راحتی این کارو کرد...

آخرشم شیر آبو باز گذاشتم و رفتم تا حوض پر از آب تمیز شد.

یعنی یه همچین کارایی می کنه آدم وقتی اعصابش خورد باشه...!

----------------------------------------------------------------------------------

تو این دو روز 10 سانت آب حوض اومده پایین...نمی دونم از کجاش داره آب می ره...من این همه زحمت کشیدم آبشو عوض کردم که تمیز باشه...خوشگل باشه...حالا داره می ره آبش!!!!

/ 3 نظر / 20 بازدید
زهرا

آخي ... حيف كه داره ميره پايين! واقعا يه همچين كارايي ميشه كرد موقع عصبانيت!؟! چه خوب! خيلي آدم راحت ميشه فكر كنم... اما از فكر بعيد ميدونم راحت بشه.. البته فكر كه خودش به تنهايي بد نيست... فكر و خياله كه آدم رو داغون ميكنه... دلم يه حوض آبي تميز خواست با آب... با چند تا گلدون شمعدوني كنارش كه بشينم لب حوض و با دستم با آب ها بازي كنم و گاهي كمي آب بدم به گل ها و نوازششون كنم.... خب دلم خواست ديگه...

زهرا

خب رنگش كن... يه جعبه رنگ مخصوص حوض ميخواد + قيرگوني [نیشخند]

شیوا

بالاخره بابا بازم به تو هنوز مهندس نشده کار پیدا کردی