میان تولد و مرگ

معلق

بین خیال و واقعیت

بین رویا و زندگی

بین آرزوها و شرایط واقعی

بین خاطرات و امید ها

بین شاید ها و اگر ها و اما ها

بین روشنایی ها و تاریکی ها

معلق

 گیج وار

پرسه میزنم

...

/ 5 نظر / 23 بازدید
فاطمه

بالهایش را در می‌آورد عقل در ابتدای راهروی روزهایی که پايشان به وهم و خیال و آرزو بند شد و احساس را برای نرسیدن های مدامش تحقیر می کند و هیچ وقت نمی فهمد آنچه گم شد نه از ناممکن بودن، که از درازای خواستن در صف خودخواهی ها بود

نامعتبر

معلق..گیج وار؟ چرا؟! چی شده مگه؟!... البته مودیه آدم.. مودی باباقوری شاید!:دی .. منو بگو قاطی کردم ..دیـــــــــرمه! کارام مونده... اصن یه وعضی...

مانا

سلام هم وطن... یعنی سلام هم احساس...

عکسش

سلام عرض میشه دلتنگ ه شمائیم ُ اینا :)

درسا

پرسه زدن خوب عست.