شاید کم کم مرز بین واقعیت و خیال را نمی بینم...

من زیادی خیال پردازم.

اینو حتی خودمم می دونم.

ولی شک دارم خدا الکی الکی منو اینقدر خیال پرداز آفریده باشه!

یعنی یه حسی بهم می گه اینا در حد خیال نمی مونه

همون طور که تا حالا خیلی ازین خیالاتم کم کم واقعی شدن

احساس می کنم ازین به بعدم حتی یه سری ازین خیالات خیلی دور از ذهنم باید واقعی بشن در آینده ی نه چندان دور!

حالا نمی دونم واقعا ممکنه به واقعیت بپیوندن این خیالات؟

یا من دوباره دارم خیال پردازی می کنم؟؟؟

---------------------------------------------------

پ ن:خل شدیم رفت!

/ 11 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سوادقریه

خیلی ام خوقه که خیال بپردازی[تایید] به حرف این دختره که داره میره بلاد جاپون گوش نده

سوادقریه

برای نامعتبر عزیز [بغل]

سوادقریه

این شکلکه هم خییییلی دوس دارم: [وحشتناک]

سوادقریه

با این: [تماس]

سوادقریه

اینم نمکیه : [دروغگو]

سوادقریه

ای وای چه همه کامنت بی ربط شد[من نبودم]

مهدیه

:) خیلیم خوووب ... خیال پردازیت مستدام دوست جان :)

شیواخانوم

خیال کردی که خیالپردازی

مانا

یعنی یه نمونه از اون چیزایی که فک می کنی خیال پردازیته بگو...