قصه ی سادگی گم شده مون...
نسیم تازه بر فراز کوهستان هنوز می وزد 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

بگو چه کنم؟

و  این


چه در دل من

چه در سر تو

من از تو رسیدم

به باور تو

تو بودی و من

به گریه نشستم برابر تو

به خاطر تو

به گریه نشستم

بگو چه کنم

با تو

شوری در جان

بی تو

جانی ویران

از این زخم پنهان

می میرم

نامت در من باران

یادت در دل طوفان

با تو امشب پایان

میگیرم

نه بی تو سکوت

نه بی تو سخن

به یاد توبودم

به یاد تو من

ببین غم تو

رسیده به جان و

 دویده به تن

ببین غم تو

 رسیده به جانم

 بگو چه کنم

با تو

شوری در جان

بی تو

جانی ویران

از این زخم پنهان

می میرم

می میرم

[ ۱۳۸٩/۱٢/۱۸ ] [ ٢:٥۸ ‎ب.ظ ] [ عطیه ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

ناگزیر از سفرم... بی سر و سامان چون باد...
امکانات وب