قصه ی سادگی گم شده مون...
نسیم تازه بر فراز کوهستان هنوز می وزد 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

آدم وقتی خیلی دلش برف و بارون میخواد ولی به اندازه ی کافی ذوق ادبی نداره برای شعر گفتن مجبور می شه دست به همچین کارایی بزنه...این می شه که ورمی داره ترانه ی یکی از آهنگایی رو که شنیده به این روز در می آره)توی ادامه مطلبه)...این آدم یادش نیست شاعر ترانه ی اصلی اسمش چی بوده ولی اگه یه روز یادش بیاد حتما توی پ ن یه یادی ازش می کنه تا دیگه کارش سرقت ادبی نباشه...خدا اون یه آدمو ببخشه...اصلا این کار که سرقت ادبی نیست....اصلا این یه آدم اهل سرقت نیست...خدا رو خوش نمی آد...این یه آدم می گرده و هرچه زودتر اسم شاعر اصلی رو پیدا می کنه...این یه آدم از ته دلش دعا می کنه که بارون بیاد...برف بیاد...میگه ی خدایا هممونو ببخش...بارون...برف...خدایا!!!

           

پ ن ی خیلی مهم:هر چند من خیلی جدی نمی نویسم...ولی انتظار دارم کسی که میاد کامنت بذاره...نیاد نگاه کنه و بره...بالاخره آدم یه نظری داره در مورد هر چیزی...و جدی هم کامنت بذاره...البته گاهی اوقات فقط h(PG1)+ai قابل بخششه...!

 


بارون میاد

همین روزا خیلی زود

بارون میاد

تازه می فهمیم چی بود

وقتی میاد خیابونا شلوغ نیست

این دفعه حتما خودشه دروغ نیست

وقتی میاد زندگی آسون می شه

میاد و تو کوچه ها مهمون می شه

بارونه دیگه...فقط یه کم دیر شده

از آدما یه خورده دلگیر شده

بارونه دیگه...فقط تو هیچ خوابی نیست

شبیه این بارونای قلابی نیست

بارونه وباده و بَرفه!* بعدش

بارون میاد...بارون و هوای سردش

میاد و این دلهای ما وا می شه

دلخوشی گم شده پیدا می شه

بارون میاد

شهرو خبر دار کن

اینو برای همه تکرار کن

---------------------------------------------------

*الان اگه بارونم نیاد خیلی مهم نیست دیگه...برف بیاد!

[ ۱۳۸٩/۱٠/۳ ] [ ٧:۱٩ ‎ب.ظ ] [ عطیه ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

ناگزیر از سفرم... بی سر و سامان چون باد...
امکانات وب