قصه ی سادگی گم شده مون...
نسیم تازه بر فراز کوهستان هنوز می وزد 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

به زودی در این مکان یک...

نه

اشتباه شد

انشالله به زودی در این مکان یک سفرنامه نصب خواهد شد.

----------------------------------------------------------------------------

پ ن١:خودتم می دونی که این حق من نبود...ولی صبر می کنم...چون تو اینطور خواستی...و هنوز امیدوارم ...چون خودت بهم امید دادی...همون روز عصر که که یه جای دور بودم...تنها بودم...گریه می کردم...فقط من بودم و قرآن تو...می دونی چه قدر خوشحال شدم وقتی اونو گفتی؟؟؟؟می دونی قلبم چه جوری شروع کرد به زدن؟؟؟؟؟

می دونی....معلومه که می دونی...چقدر احمقم من که بعضی وقتاخیال می کنم فقط خودم می دونم...ولی تو می دونی که همش خیاله...که می دونم که همه چیو می دونی...که نمی دونم....

 پ ن٢:خیلی وقت پیش یه چیزایی به آخر پست قبل نه,پست قبلیش,اضافه کردم...نمی دونم کسی خوندشون یانه....

[ ۱۳۸٩/٥/۱٧ ] [ ۱٢:٤۳ ‎ق.ظ ] [ عطیه ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

ناگزیر از سفرم... بی سر و سامان چون باد...
امکانات وب