قصه ی سادگی گم شده مون...
نسیم تازه بر فراز کوهستان هنوز می وزد 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

بعد از کنکور یه دفه اینقدر اتفاقات ریز و درشت و جور واجور افتاد که به کلم زد یه پست بذارم و بنویسمشون.ولی زیاد بودن...کی حالشو داشت!گذشت و گذشت و این اتفاقاتم هی زیاد شدن و هی ام بعضیاشو یادم رفت.تا رسید به امروز.نه...امشب!امشب بعد از حدودا 4 روز حسابی پر تلاطم...خواستم بنویسم...ولی باز دیدم زیاده...کی حالشو داره!!!ما که شدیم نمونه بارز یک عمل نکننده پشیمان به ضرب المثل کار امروز را به فردا مفکن...اینم روش!

خلاصه اینکه آخرش این شد که بیام و فقط بگم که 2 هفته میریم سفر...یعنی نیستم...همین دیگه!

-----------------------------------------------------------------------

پ ن:چرا این کامنتای بلاگفا باز نمی شه؟؟؟؟؟؟می خوام کامنت بذارم...نمی شه!می خوام ببینم این دوستانی که همیشه همون جا جواب کامنتامو میدن و قدم رنجه نمی فرمان بیان همین جا جواب بدن چی جوابمو دادن...نمی شه!آخه این چه روزگاریه؟؟؟

[ ۱۳۸٩/٥/٢ ] [ ٢:٥٩ ‎ق.ظ ] [ عطیه ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

ناگزیر از سفرم... بی سر و سامان چون باد...
امکانات وب