قصه ی سادگی گم شده مون...
نسیم تازه بر فراز کوهستان هنوز می وزد 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

می دونید که دارچین پوست تنه ی یه درخته. که البته ما همیشه پودر شده شو می خریم. ولی تیکه های پودر نشده ی پوست درخت دارچین رو هم می شه خرید. یه بار این تیکه ها رو بریزید توی هاون و سعی کنید خودتون پودرش کنید. اولین چیزی که به فکرتون می رسه اینه که فایده نداره. چطور ممکنه اینا با هاون پودر بشن؟ اگه نا امید نشید و بازم به کوبیدن و سابیدن ادامه بدید کم کم گرد نرم و یه دست ولی خیلی کمی که کوشه ی هاون جمع می شه رو می بینید. پس واقعا تاثیر داره! ولی یه خورده وقت بعد که دستتون درد گرفت و مقدار اون گرد چندان بیشتر نشد احتمالا فکر می کنید که چه قدر این وسیله برای این کار ناکارآمد و کم بازدهه. اگه به دلایلی حدود دو ساعت به این کار ادامه بدید تا تقریبا به اندازه ی یه ته نعلبکی گرد دارچین به دست بیاد اون وقت می فهمید صبر کردن و ادامه دادن و صبر کردن و ادامه دادن و صبر کردن و ادامه دادن یعنی چی.

***

درد یا بیماری ای که مدتی طول بکشه به طرز عجیبی روی زندگی تاثیر می ذاره. حتی اگه جدی و خطرناک ام نباشه (خدا نکنه که باشه!). هر چی که باشه مثلا یه تب نسبتا شدید یا مثلا گردن درد و بی حس شدن دست، وقتی طولانی می شه و هیچ جوری و با هیچ دارو و درمانی بهتر نمی شه، وقتی روند طبیعی زندگی رو مختل می کنه، آدمو به یه جور استیصال می رسونه. استیصالی که باعث می شه هر مشکل یا مسئله ی دیگه ای به حاشیه بره و کم رنگ بشه. طولانی شدن اون مشکل باعث می شه در حالی که هیچ نتیجه ای نمی بینی به روند درمان و همچنین دعا کردن ادامه بدی در حالی که حس می کنی انگار هیچ تاثیری ندارن. صبر می کنی و ادامه می دی. چون چاره ای جز امیدوار بودن به خدا نداری. وقتی بعد از یه مدت بهتر می شی و از مهلکه جون سالم به در می بری یه دفعه می بینی آدم متفاوتی شدی که می تونه صبر کنه و تحمل کنه و ادامه بده. انگار توی اون مدت داشتن روی پوستت یه زره از صبر و تحمل می دوختن...

***

فاصله های مکانی و زمانی با انسان ها یا مکان ها یا وقایع مطلوب، مثل یه سمباده ی  زبر یا حتی سوهان می مونه. بسته به زبری سوهان و همین طور زبری خود آدم، این فاصله ها هم می تونن خیلی تاثیر گذار باشن. فاصله هایی که انگار می افتن به جون یه سنگ زبر و خشن تا از توش شکل و شمایل "صبوری" رو در بیارن. شمایل آدمی که فاصله ها از پا نمیندازنش چون اراده ی حق رو می پذیره و صبر می کنه و ادامه می ده...

***

یه جا شنیدم از خدا نخواید بهتون صبر بده! چون صبر بر اثر تحمل ابتلائات به وجود میاد و خدا همینجوری یهویی یه گوله صبر نمیندازه وسط دلتون! شنیدم به جاش از خدا بخواید بهتون سعه ی صدر و شرح صدر بده. حضرت علی(ع) در توصیف کسانی که سعه ی  صدر دارند گفتند: «عَظُمَ الخَالقُ فی انفُسهِم فَصَغُرَ ما دونَهُ فی اعیُنهِم... فی الزَلازِل وقُورُ، و فِی المَکارِه صَبُورُ، و فَی الرَّخاءِ شَکُورُ. لا یَحیِفُ عَلی مَن یُبغضُ، و لا یَاثُمُ فِیمَن یُحِبُ. »
خالق و آفریدگار در روح و جانشان بزرگ جلوه کرده [به همین سبب] غیر خدا در نظرشان کوچک است... در شداید و مشکلات خونسرد و آرام و در برابر ناگواریها شکیبا و بردبار، و در موقع نعمت و راحتی شکرگزار است. نسبت به کسی که با او دشمنی دارد ستم نمی کند و به خاطر دوستی با کسی مرتکب گناه نمی شود.(1)

یعنی سعه ی صدر و شرح صدر یه چیزیه کامل تر از صبر انگار! ولی راه به دست اوردنش چیه؟

" در روایتی آمده است: « سُئِلَ رسولُ الله (ص) عَن شَرحِ الصَّدرِ ما هو؟» از پیغمبر اکرم سوال شد که شرح صدر چیست؟ « فَقال: نورٌ یَقذِفُهُ اللهُ فی قَلبِ المؤمِنِ فَیَشرَحُ صَدرَهُ وَ یَنفَسِحُ» ؛ پیغمبر فرمود: ابتدا نوری از جانب خدا در قلب مؤمن وارد می شود و بعد قلب توسعه پیدا می کند. پس شرح صدر، بعد از فتح قلب است. باید ابتدا در خانه ی دل، به روی معارف الهیّه باز شود تا بعد از ورود این معارف قلب توسعه پیدا کند."(2)

------------------------------------------------------------------------------------

(1) نهج البلاغه، خطبه ی 193

(2) رسائل بندگی (رساله ی اول: دفتر دل)

* بیت عنوان از مولوی

[ ۱۳٩۳/۱٢/۱٠ ] [ ۱:٢٦ ‎ق.ظ ] [ عطیه ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

ناگزیر از سفرم... بی سر و سامان چون باد...
امکانات وب