قصه ی سادگی گم شده مون...
نسیم تازه بر فراز کوهستان هنوز می وزد 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

مثل یه مدار با شرایط اولیه غیر صفر. تا یه جایی بدون هیچ ورودی خاصی خروجی داره ولی معمولا شرایط اولیه به سرعت میرا می شن (هر چند ممکنه این شرایط اولیه یه سری تاثیرات دائمی مثلا روی فرکانس های طبیعی بذارن). ولی به هر حال شرایط اولیه میرا می شن و از یه جایی به بعد دیگه تا یه ورودی درست حسابی ندی خروجی نمی گیری.

خب تا این جای کار درسته. من یه شرایط اولیه ای داشتم که باعث می شد بدون اینکه ورودی چندانی به سیستم بدم خروجی قابل قبولی داشته باشم. و اینم قبول دارم که دیگه اون وضعیت قابل ادامه دادن نیست و الان دیگه سیستمم برای خروجی قابل قبول یه عالمه ورودی نیاز داره.

ولی غیر خطی بودن سیستمو نمی فهمم. اینو نمی فهمم که چرا هرچقدر ورودی رو زیاد می کنم، خروجی از جاش تکون نمی خوره! تا جایی که می دونم این مدار قرار نیست به این زودی  بره به اشباع! شرایط بایاس ایراد خاصی ندارن و اصولا همه ی تقویت کننده ها باید فعال باشن. ولی نیستن! دارم بیشترین ورودی کل تاریخ سیستمو بهش می دم ولی خروجی حتی یه درصدم از جاش تکون نخورده! امروز هیچ فرقی با دوماه پیش یا دوسال پیش نداره!

خب من هیچ جوری نمی تونم این سیستم غیر خطی بی حافظه ی فوق میرای مزخرفو تحلیل کنم! الان دیگه فرصت چندانی باقی نمونده و نمی دونم مثلا وقتی طی این همه وقت سیستم هیچ پاسخی نداده حالا یهو می خواد سر این یه ذره وقت چه تغییری بکنه دقیقا؟

-------------------------------------------------------------------------------------

شاید در حال انتگرال گرفتن روی مسیر بسته ای ام که هیچ نقطه ی شاخصی توش نداره. آخرش قراره برسم به صفر ولی هنوز باورم نشده و دارم نقطه به نقطه روی مسیر جلو می رم تا شاید بلکه یه جایی به یه عددی برسم! خیلی ترسناکه!

شاید یه توزیع بار نامتقارنم که به یه جایی در بی نهایت با پتانسیل صفر تبعید شده و دیگه شعاع هیچ میدانی بهش نمی رسه تا بهش نیرو وارد کنه... اون قدر دور که دیگه امید رسیدن هیچ بارقه ای از انرژیم به هیچ جریان یا باری نیست...بی اثر و بی تاثیر...

 

[ ۱۳٩۳/۱٠/۱٩ ] [ ٢:٢٠ ‎ب.ظ ] [ عطیه ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

ناگزیر از سفرم... بی سر و سامان چون باد...
امکانات وب