قصه ی سادگی گم شده مون...
نسیم تازه بر فراز کوهستان هنوز می وزد 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

واقعیتش اینه که اول دو قسمت اول از فصل سه رو یکی بهم داد و دیدم و بعد رفتم کلشو دانلود کردم و نشستم از اول به ترتیب دیدم. برای همینم قسمت سوم فصل دو می دونستم قرار نیست کسی بمیره. ولی حتی این دونستن ام چیزی از تاثیر گذاریش کم نمی کرد! آخرای قسمت سوم وقتی داستان به اتهامات ساختگی و بی اعتمادی همه و خودکشی به خاطر زنده موندن دوستا می رسه واقعا تاثیر گذاره. حتی اگه بدونی اینا همش نه تنها فیلمه بلکه حتی توی فیلم هم فیلمه! و همه چیز داره طبق نقشه پیش می ره! فکر کنم بین نه قسمت سریال، اول قسمت آخر فصل دو و بعدم قسمت اول و سوم فصل سه رو از همه بیشتر دیده باشم. ترکیب موسقی متن و ماجراهای در حال وقوع و همه چی... عالیه! یه شخصیت فوق العاده باحال که طی شیش قسمت حسابی درگیرش شدی و بعد حالا در حالی که گریه می کنه با یه تماس تلفنی آخرین پیغامشو می ذاره. گوشیو میندازه کنار(مخصوصا این صحنه رو خیلی دوست دارم!) و می پره پایین! حتی وقتی اول قسمت بعدو دیده باشی ام واقعا تاثیرگذاره!

راستش عاشق این موقعیت ام! حتی قبل از دیدن این سریال عاشق این موقعیت بودم و یکی از داستانای مورد علاقه م توی خیال پردازیام این بود (و هست!) که طی یه ماجرای خیلی تاثیر گذار، همه (البته هیچ وقت دلم نیومد خانواده م ام جزو این همه قرار بدم. خانواده فرق دارن. حتی توی سریال ام خانواده ش می دونستن!) فکر کنن مُردم و بعد یهو بعد از چند وقت با یه بازگشت دیوانه وار و کمی بامزه برگردم در حالی که توی این مدت به خاطر یه سری مسائل خیلی خفن مجبور بودم مخفی بمونم!

و یکی از تیکه های جالب ماجرا ام اینه که در جریان برخوردا و حرفای اطرافیان توی مدتی که فکر می کنن من مردم قرار بگیرم! یه جورایی مثل سکانس آخر قسمت سوم فصل دوم!:دی واقعا خیلی دوست دارم بدونم دوستا و آشناها و فامیل بعد ازین که طی یه ماجرای تاثیرگذار می میرم چی در موردم می گن! خب هرچند یه عده شون ممکنه مثل قسمت اول فصل سه بعد ازین که بفهمن زنده ام بیان و تا می خورم منو بزنن ولی بازم تجربه ی جالبیه به نظرم!

خب از خیالات بیایم بیرون! واقعیت اینه که این اتفاق متاسفانه هیچ وقت نمی افته! ولی من واقعا دوست دارم بدونم وقتی بمیرم آدما سر قبرم، توی فکرشون، توی صحبت با هم دیگه یا توی وبلاگشون چی در موردم می گن! صادقانه!

 -------------------------------------------------------------------------

پ ن: بعد ازین که بمیرم(از نوع واقعی) یا این حرفا هیچ وقت به گوشم نمی رسه یا حتی اگه برسه ام بعید می دونم فایده یا تاثیری  داشته باشه. ولی الان اگه بدونم خیلی فایده داره! می شه یه پست کامل در مورد فایده هاش نوشت! ضمن اینکه الان برای دونستنشون کنجکاوم در حالی که بعید می دونم بعد از مردن دیگه حواسم به این چیزا باشه!

 

[ ۱۳٩۳/۱٠/٥ ] [ ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ ] [ عطیه ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

ناگزیر از سفرم... بی سر و سامان چون باد...
امکانات وب