قصه ی سادگی گم شده مون...
نسیم تازه بر فراز کوهستان هنوز می وزد 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

رادیو آزار داره

رادیو آزار داره که توی این شرایط یهو بی هوا شروع می کنه این شعرو می خونه...

آخه چرا باید تو اون شرایط یهو رادیو شروع کنه اینا رو بگه؟ چون آزار داره!

خانوم گوینده شروع می کنه می خونه...ناگزیر از سفرم بی سر وسامان چون باد. به گرفتار رهایی نتوان گفت آزاد. کوچ تا چند؟مگر می شود از خویش گریخت. بال تنها غم غربت به پرستوها داد. این که مردم نشناسند تو را غربت نیست. غربت آن است که یاران ببرندت از یاد...

خب حالا که چی؟نمی شد تو اون موقعیت من این چیزا رو نشنوم؟ خودمم می دونستم اینا رو. چه نیازی بود به یادآوریش تو اون زمان خاص؟

رادیو واقعا آزار داره!

[ ۱۳٩۳/٩/۳ ] [ ٢:۱۱ ‎ب.ظ ] [ عطیه ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

ناگزیر از سفرم... بی سر و سامان چون باد...
امکانات وب