قصه ی سادگی گم شده مون...
نسیم تازه بر فراز کوهستان هنوز می وزد 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

بعضی چیزا رو باید پذیرفت...حتی اگه ناخوشایند باشند...وباید تلاش کرد برای بهتر کردن اوضاع...بنابر این منم تلاش میکنم...

می خوام بهترین باشم...بهترین...می شه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

---------------------------------------------------------------------

یه چیزی توی ذهن من هست به نام جدال همیشگی نانوشته ها...که باعث می شه خیلی از نا نوشته ها برای همیشه نا نوشته بمونن...الان یه لیست جلومه از عنوان هایی که می خواستم در موردشون بنویسم...حدودا" ١٠ تا...و روز به روزم بیشتر می شن بدون اینکه به من مجال بدن برای نوشتن...کدومو بنویسم؟؟؟؟

---------------------------------------------------------------------

خدایا خودت وضع کشورو آروم کن....خودت دست همه ی خائن ها رو رو کن...خودت حق رو به حق دار برسون...

خیلی دلم می خواست مثل زهرا توی کتاب دا وایسم و در مورد خائن ها بدون ترس حرف بزنم...ولی این جا جاش نیست....مسئله ترس نیست...این جا جاش نیست..خائنا...

لا اقل خوشحالم که از همون اول نظرمو کاملا واضح همه جا حتی توی جمعی که همشون باهام مخالف بودن گفتم...چندین بار با آدمای مختلف سرش بحث کردم...

انشا الله مثل همیشه...حق پیروزه...

خدایا کمکمون کن...

اذا جاء نصرالله والفتح...

-------------------------------------------------------------------

از فردا یه مسافرت ١٠ روزه -اصفهان- و بعد هم یه شروع دوباره....یه شروع دوباره برای درس خوندن...ولی این دفعه از نوع کنکوریش....اگه خودم بخوام کار جالبی می تونه باشه!!!نه؟؟؟

------------------------------------------------------------------

بر سر آنم که گر ز دست برآید

دست به کاری زنم که غصه سر آید

خلوت دل نیست جای صحبت اضداد

دیو چو بیرون رود فرشته در آید

 

 

[ ۱۳۸۸/٤/۱ ] [ ۱٢:٢٥ ‎ب.ظ ] [ عطیه ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

ناگزیر از سفرم... بی سر و سامان چون باد...
امکانات وب