قصه ی سادگی گم شده مون...
نسیم تازه بر فراز کوهستان هنوز می وزد 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

یکی از بدترین کارهایی که طی طول دوران عمرم یاد گرفتم و انجام دادم صفحه آرایی بود. اینکه نوشته ها  و عکسای دیگرانو بچینم کنار هم و سرو شکل مجله مثلا بدم بهش. ساعت ها وقتمو پای این کار مزخرف تلف کنم و بعدشم منتظر بمونم تا یکی بگه خوبه و یکی بگه بده.

بین کارهایی که الان انجام می دم این یکی تنها موردیه هیچ هدفی ازش ندارم. هیچ انگیزه ای براش ندارم. هیچ علاقه ای هم بهش ندارم. ولی دوباره و دوباره و دوباره مجبور به انجام دادنش می شم! در حالی که همه ی کارای مورد علاقه م زمین موندن...

نمی دونم تاوان کدوم گناهمو دارم پس می دم با این کار اجباری بی معنی و مزخرف!

[ ۱۳٩٢/۱٢/۱٥ ] [ ٧:٥٦ ‎ب.ظ ] [ عطیه ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

ناگزیر از سفرم... بی سر و سامان چون باد...
امکانات وب