قصه ی سادگی گم شده مون...
نسیم تازه بر فراز کوهستان هنوز می وزد 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

از خودم بدم میاد.

ازین آدمی که اونقدر که بار رو دوششه قوی نیست. ازین آدمی که هر لحظه ممکنه بشکنه.

بدم میاد ازین منِ غیر قابل اتکا و شکننده.

خوشم نمیاد از این آدمی که از پس هیچی بر نمیاد و همه چیو ول می کنه.

خوشم نمیاد ازین آدمی که گیج می شه، گریه می کنه، نمی تونه درست تصمیم بگیره و دست آخرم مجبوره همه چیو ول کنه و بره.

بدم میاد از این آدمی که هیچ کاری برای درست شدن اوضاع از دستش بر نمیاد.

بدم میاد ازین من ِ مزخرف که فقط بلده حواس خودشو پرت کنه...

 

[ ۱۳٩٢/۱۱/٢٧ ] [ ٧:۱٦ ‎ب.ظ ] [ عطیه ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

ناگزیر از سفرم... بی سر و سامان چون باد...
امکانات وب