قصه ی سادگی گم شده مون...
نسیم تازه بر فراز کوهستان هنوز می وزد 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

برمی گردم. پستای چند سال پیش امو می خونم.بعضیاش خیلی خوبه.بعضیاش افتضاحه. صفحه ی نظرات پایین پستای چند سال پیشو باز می کنم...چه قدر که من اون روزگاران دوستای وبلاگی داشتم! دوستای واقعی وبلاگی! کسایی که هر وقت آپ می کردیم می رفتیم همدیگه رو خبر می کردیم و بعدم با علاقه نوشته های همدیگه رو می خوندیم. پیگیر حال و روز همدیگه بودیم.کامنتای مفصل می ذاشتیم و اینقدر می رفتیم و می اومدیم تا یه گفت و گو به نتیجه برسه. دوستایی که با بعضیاشون دوست تر هم شدم. قرار گذاشتیم و همدیگه رو دیدیم حتی.

نمی دونم اون دوستا رو از کجا و چه جوری پیدا کرده بودم. ولی مهم اینه که الان هیچ کدوم نیستن دیگه. دقیقا الان که بیشتر از همیشه دعاها و کمکا و دلگرمیا و مشورتا و نصیحتاشونو لازم دارم. چیزای خوبی که تو وبلاگاشون می نوشتن و می خوندم رو لازم دارم. کامنتاشونو لازم دارم. دوستیشونو لازم دارم.

----------------------------------------------------------------------------------

پ ن1:شرایط هنوز همون شرایط پست قبلیه. دعا تونو لازم دارم.خیلی زیاد.

پ ن 2:این چند وقته خیلی جاها کامنت گذاشتم.ولی خب واقعا نمی رسم برم همه ی اون جا ها رو چک کنم ببینم جواب دادن یا نه.حتی اگه برسم ام یادم نمی مونه.برای همین خدمت همه ی کسایی که همونجا پایین کامنتم جواب می دن عرض کنم که من اون جوابا رو به ندرت خواهم دید یا اصلا نخواهم دید متاسفانه!

[ ۱۳٩٢/۸/۱٦ ] [ ٢:۳٦ ‎ب.ظ ] [ عطیه ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

ناگزیر از سفرم... بی سر و سامان چون باد...
امکانات وب