قصه ی سادگی گم شده مون...
نسیم تازه بر فراز کوهستان هنوز می وزد 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

خیلی داره خوش میگذره!


-دقیقا در نقطه ی وسط امتحانا قرار دارم و چند روز یه بار هی می رم امتحان می دم.

-شبی دو تا سریال می بینم...هوش سیاه که بسی باحاله و سه سال پیش عاشق یک ش بودم و حالا ام عاشق دو ِش. یعنی من اون سه سال پیش اینقد تحت تاثیر قرار گرفته بودم که یه بار خواب دیدم یه کارت اعتباری درست کردم که وقتی وارد خودپرداز می شد سیستمشو می ریخت به هم باعث می شد خودپردازه هر چی پول داره بده بیرون! برای مامانم که تعریف کردم گفتن: به به! پس می خوای بری الکترونیک بخونی ازین کارا بکنی؟!(:دی) .امسالم باعث شد یه ذره یادم بیاد من به مباحث الکترونیک و مخابرات و این داستانا بسی بیشتر از خیاطی علاقه مندم!وبد نیست یه کم شبکه ام یاد بگیرم! خیلی دوستش می دارم این فیلمو! داستان جالب...ایده های جالب...از نظر فنی خوب...   اوشین ام می بینم. حالا درسته درمجموع سریال تکراری ایه ولی من اولین بار در عمرمه که می بینمش و در نتیجه حتی در این برحه ی حساس امتحانات با اشتیاق پیگیری اش می نمایم ببینم چی می شه!

-رفتم یه مجله خیاطی خریدم( به چه گرونی!) و چند تا مدل خوب توش پیدا کردم. یه مدل لباسم از رو اینترنت پیدا کردم و در کمال ناباوری متوجه شدم که می تونم همین جوری با نگاه کردن بفهمم باید چه جوری الگوشو کشید...بعد از آخرین امتحانم می خوایم با یه بچه ها بریم پارچه بخریم...کلی پارچه ام که تو خونه داریم...تابستون هفته ای یه لباس می دوزم...برا خودم...برا مامانم...برا خواهرا...!

-تابستون قراره برم کارآموزی...پیشاپیش دارم ذوق می کنم از ساختن مدارای الکترونیکی واقعی! امیدوارم وقتی می رم اونجا تو ذوقم نخوره و واقعا چیز یادم بدن...!

-خیلی خوبه که امتحانامون به جای نیمه ی دوم خرداد، نیمه ی اولشه...پارسال پیارسالا تو ایام امتحانات خرداد نیمه جون می شدم از شدت گرما!کاش هر سال همینجوری بود!

-امسال برای اولین بار رای می دم و از الانم شخص مورد نظرمو انتخاب کردم...ازین هفته باید به فکر باشم بین درس خوندن و دو تا سریال و اینا یه وقتی ام برای این فیلمای مستند نامزدا پیدا کنم!امیدوارم مث مناظره پشیمون نشم از وقت گذاشتن براش! چه قدرم خوبه که امسال دوستان اصلا اهل بحث سیاسی نیستن! اعصاب آدم راحت می مونه! خداییش بحث سیاسی چرت ترین بحث دنیاس چون هیچ کدوم از دو طرف نظرشون عوض نمی شه و فقط به اعصاب خوردی می انجامه! این "دکتر سلام" ِ انتخاباتی ام هر هفته دانلود می کنیم می بینیم کلی می خندیم! خداییش خوب در آوردنش!:دی

کلا داره خوش می گذره!

----------------------------------------------------------

دوستان یادشون باشه من قراره تو تابستون صبح تا عصر برم کارآموزی، تایپ ده انگشتی یاد بگیرم، برم یه ورزش رزمی، هفته ای یه لباس بدوزم،از اطلاعات روی لپ تاپم بک آپ بگیرم، یه انیمشن که از 5 سال پیش قولشو به یه نفر دادم درست کنم، بین عکسای این 7 سال اخیر که همش رو کامپیوتره خوباشو انتخاب کنم بدم چاپ و آلبومشون کنم، این 6-7 تا کتاب نخونده ای که توی قفسه ام دارمو بخونم و...دیگه چیزی یادم نمیاد! خلاصه اینکه دوستان حواسشون باشه اگه کارای بالا ناتموم موندن منو سال دیگه را ندن دانشگاه! البته در حوزه ی اختیاراتشون نیس... می تونن هر کاری خودشون خواستن بکنن...مثلا...نمی دونم! خودشون یه فکری بکنن دیگه!

با تشکر از دوستانِ حاضر در صحنه!

و همچنین دوستان اینترنتی سابقا حاضر در صحنه که حالا اصی دیگه نمیان اینجا!

[ ۱۳٩٢/۳/۱٢ ] [ ٥:٤٤ ‎ب.ظ ] [ عطیه ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

ناگزیر از سفرم... بی سر و سامان چون باد...
امکانات وب