قصه ی سادگی گم شده مون...
نسیم تازه بر فراز کوهستان هنوز می وزد 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

از راه که رسیدم کیف و چادرمو گذاشتم رو تخت کنار حیاط. دو ساعت تمام یه سطل یه سطل آب حوضو خالی کردم و دادم پای گل و درختای باغچه. بعد  کفشو تمیز کردم به سختی، چون در چاه کف حوض باز نمی شد که بشه به راحتی این کارو کرد...

آخرشم شیر آبو باز گذاشتم و رفتم تا حوض پر از آب تمیز شد.

یعنی یه همچین کارایی می کنه آدم وقتی اعصابش خورد باشه...!

----------------------------------------------------------------------------------

تو این دو روز 10 سانت آب حوض اومده پایین...نمی دونم از کجاش داره آب می ره...من این همه زحمت کشیدم آبشو عوض کردم که تمیز باشه...خوشگل باشه...حالا داره می ره آبش!!!!

[ ۱۳٩٢/٢/۱٠ ] [ ٩:۱٧ ‎ق.ظ ] [ عطیه ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

ناگزیر از سفرم... بی سر و سامان چون باد...
امکانات وب