قصه ی سادگی گم شده مون...
نسیم تازه بر فراز کوهستان هنوز می وزد 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

آسمان پر از ابر می شود...ابر های سیاه حتی...همین طور می آیند و می روند...حتی چند قطره ی کوچک می خورد روی صورتت...ولی آخرش هوا بارانی نمی شود که نمی شود...ابر ها می آیند و می روند...این چند قطره حتی روی زمین هم نقشی باقی نمی گذارند...فقط امیدوار می شوی که دارد باران می گیرد..ولی نمی گیرد...سرکاری بود...امروز هم ابرها آمدند و رفتند و بارانی نبارید...

----------------------------------------------------------------

یک سر داری و هزار سودا...اینقدر که توی سرت جا نمی شوند...اینقدر که گاهی سرریز می کنند و از کار و زندگی می اندازندت...فردا امتحان داری ولی عقلت نمی رسد که ماموریت اصلی ات را ول نکنی...ولی ول می کنی و می روی دنبال یک سودای دیگر...ماموریتت را ول می کنی و می روی سراغ هزار جور کار دیگر...از دست خودت عصبانی می شوی که وقتی ماموریت به این مهمی داری همین پس فردا،باز هم تا ساعت 2 نصفه شب نشسته ای وقت تلف می کنی...ماموریت به این مهمی داری و ولش کرده ای...

---------------------------------------------------------------

کاش یکی بیاید یکی بزند توی گوشم تا حواسم برگردد سر جایش...کاش یکی چنان بزند توی صورتم که این سیم کشی های ارتودنسی دهنم را پر از خون کنند...کاش یکی یک جوری بزند که حسابی دردم بیاید...بلکه بیدار شم!بلکه بیرون بیایم ازین وهم و خیالات جور و واجوری که ورم داشته اند دارند می برند...بلکه حواسم بیاید سر جایش...بلکه برگردم سر جایم...سر ماموریتم...سر زندگی ام...واقعا لازم دارم یکی یک کشیده ی حسابی بزند توی صورتم....با تمام قدرت!

-------------------------------------------------------------

من هر چه قدرهم بد...خدا ته ته خوبیاست...که وقتی  می گویم می خواهم آدم شوم ردم نمی کند...که هی آیه و نشانه و رد و اثر می گذارد برایم که امیدوار نگهم دارد و نگذارد گم شوم...ولی من باز اینقدر بدم که یک جوری گم و گور می شوم...گیچ می شوم...نا امید می شوم...خسته می شوم...داغون می شوم...نابود می شوم...

------------------------------------------------------------

یه معجزه ای چیزی لازمه...همین جوری معمولی بخواد پیش بره از دست می رم به خدا...!

[ ۱۳٩۱/۸/٢۳ ] [ ۱:٢٢ ‎ق.ظ ] [ عطیه ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

ناگزیر از سفرم... بی سر و سامان چون باد...
امکانات وب