قصه ی سادگی گم شده مون...
نسیم تازه بر فراز کوهستان هنوز می وزد 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

آدم یه وقتایی دلش می خواد بره بمیره.

وقتی می بینه کاراش به نتیجه نمی رسه.

زحمتاش هدر می ره.

صیح تا شب ساعت به ساعت می گذره و می ره و آخرشم هیچی...

نمی دونم چرا تازگی اینقد بی برکت شده همه کارام.

دست به هر کاری که می زنم آخرش یا نتیجه نمی ده یا خراب می شه...

بیخودی خسته می شم بدون هیچ نتیجه ای.

دلم می خواد برم بمیرم!

-------------------------------------------------------------------------

این دنیا ذاتش خرابه...درست بشو ام نیست....

[ ۱۳٩۱/٢/۱٠ ] [ ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ ] [ عطیه ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

ناگزیر از سفرم... بی سر و سامان چون باد...
امکانات وب