قصه ی سادگی گم شده مون...
نسیم تازه بر فراز کوهستان هنوز می وزد 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

وقت برای نوشتن ندارم.وگرنه کلی چیز بود که این آخر سالی دلم میخواست بنویسم.

عجالتا اینا رو داشته باشید:

1-انشایی که 13 سال پیش وقتی اول دبستان بودم در مورد بهار نوشتم.

2-یه پوستر قشنگ

-----------------------------------------

پ ن1:لطفا پس از دیدن مورد شماره یک در صورت برخورد با هرگونه مشکل در خوانش خط خرچنگ قورباغه ی یک کلاس اولی به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.توجه بفرمایید که نسبت به سایر همکلاسی ها خوش خط بودم مثلا!

پ ن2:چیزای زیادی از کلاس اولم دارم.دفتر انشا.دفتر نقاشی.کلا همه ی کتابا و دفترای اون سال.و دوتا چیز خیلی ویژه.یکی دفتر خاطراتم که خاطرات عید اون سالو توش نوشتم.و یکی دیگه ام سر رسیدی که ازون سال شروع کردم و به مدت 3-4 سال شاید شعرای مورد علاقمو توش می نوشتم!اگه وقت کنم اسکنشون می کنم و جاهای جالبشونو می ذارم.انشالله!

پ ن3:عید همگی مبارک!سال 1391 خیلی خیلی خوبی داشته باشید.خیلی خیلی خوب...


بهار با خود شادی می آورد.بهار زیباترین فصل است.

در نوروز بهار دست به کار می شود,خورشید از شادی لبخند

می زند و گرم تر می شود.بهار با درختان شکوفان از راه می رسد.بهار طراوت

دارد,و خیلی خیلی درختانش زیبا است.ما در بهار به اصفهان می رویم,

تا نوروز را تبریک بگوییم.بهار سرسبز است.

بهار خیلی زیبااست و شکوفان ترین فصل از سال است.

بهار گنجشک ها را از توی لوله های بخاری ها و سوراخ دیوار

ها بیرون می کشد و در آسمان آبی پرواز می دهد.بهار دختر و پسر ها را به

دنبال پروانه ها از این سو به آن سو می کشاند.

نوشته ی  پایینشم خط خانوم میرقدیری معلم کلاس اولمونه...

[ ۱۳٩٠/۱٢/٢٦ ] [ ۸:٤٩ ‎ب.ظ ] [ عطیه ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

ناگزیر از سفرم... بی سر و سامان چون باد...
امکانات وب