قصه ی سادگی گم شده مون...
نسیم تازه بر فراز کوهستان هنوز می وزد 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

-امروز عصر که رفتم بیرون یه چند تا خورده ریز بخرم کاملا حال و هوای عید حس می شد!یه جور خوبی خیابون به شدت شلوغ بود.دستفروشا کنار خیابون بساط کرده بودن.نمی دونم به چه مناسبتی همه جا پر از صدای جوجه بود!نصف دستفروشا داشتن جوجه میفروختن و بعضیام تو خیابون جوجه دستشون بود!!همه ی اینا به اضافه ی هوای ابری و بارون نم نم و زمین خیس.و کوهای دور شهر که روشون پر برف بود و بالای سرشونم ابرای به نظر برفی.و البته هوا سرد نبود.با این که تصمیم گرفته بودم امسال برای عید چیزی نخرم ولی وسوسه شدم...وسوسه ی خرید شب عید...شده یه تیکه...حتی اگه لازم نداشته باشم!

-هر جای دیگه ای اگه بودن دلم براشون خیلی تنگ می شد.ولی الان بیشتر ازین که دلتنگ باشم ,براشون خوشحالم!

-یه فیلمایی هستن که حاضرم حتی 100 بارم ببینمشون!البته با رعایت یه فاصله ی منطقی حداقل 6 ماهه مثلا!ارباب حلقه ها ام یکی از همون فیلماس.نمی دونم دفعه چندمه دارم می بینمش!

-زمستونم گذشت و...یه برف درست نیومد...هــــعی!

-تا حالا سابقه نداشته تو جمع و تفرق قیمتا اشتباه به این بزرگی بکنم!امروز قیمت رو جلد مجله ها رو که باهم جمع زدم شد 7هزار و پونصد و دادم به فروشنده و رفتم.تو خونه یه بار دیگه که جمع زدم شد 9 هزار و پونصد!یعنی 2 هزار کم دادم به طرف!یعنی فردا پاشم برم تا اون جا 2 هزار تومنشو بدم؟یا بذارم یه وقت دیگه که شاید گذرم افتاد بهش؟تا حالا اینقد احساس حق الناس به گردن بودگی نکرده بودم!

-الان من در نظر دوستای خواهرم یه موجود بی اخلاق مزخرف و خلاصه یه غول بی شاخ و دمم!ولی اصلا برام مهم نیس چی در موردم فک می کنن!خواهرم اگه خیلی دوس داره می تونه دلیل رفتار اون روز یا امروزمو توضیح بده براشون!ولی به احتمال زیاد این کارو نمی کنه چون آبرو خودش به خط می افته!کلا داستانی داریم ما با دوستای این خواهر کوچیکه!

-امروز که رفته بودم بیرون هر چی در و دیوارو نگاه کردم اسم 2-3 تا نامزد بیشتر نبود و جبهه پایداری ای ام ندیدیم!و البته تبلیغات یه نفری که بابام به عنوان تنها راهنمایی گفته بودن به این رای نده از همه بیشتر بود!خب من پس فردا به کی رای بدم پس؟؟؟چه قد سخته!

-----------------------------------------------------------------------

پ ن:قبول دارم واقعا بیش از حد شخصی بود!

[ ۱۳٩٠/۱٢/۱٠ ] [ ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ ] [ عطیه ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

ناگزیر از سفرم... بی سر و سامان چون باد...
امکانات وب