قصه ی سادگی گم شده مون...
نسیم تازه بر فراز کوهستان هنوز می وزد 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

چقدر کوتاه بینی

چقدر کوته فکری

دریچه نگاهت خیلی تنگه

خیلی

چقدر متعصب و تندی

چقدر فقط هر چی خودت فکر می کنی به نظرت درست میاد،

چقدر دنیات کوچیکه


.

.

.

این حرفارو زیاد شنیدیم

زیاد می شنویم

زیاد خواهیم شنید

---------------------------------------------------------------------------------

پ ن1:دبیرستان که بودیم یکی از بچه ها بود که هر وقت باهم بحث می کردیم اگه یکیمون می گفت خفه شو معنیش این بود که کم اورده.یه قرار داد بود برای اینکه هر وقت یکی کم اورد زودتر بکشه کنار بی اینکه مجبور شه صراحتا اقرار کنه به کم اوردن.خفه شو جمله ی قرار دادی بین ما دوتا بود.ولی تجربه داره ثابت می کنه خیلی از کسایی که کم می یارن و حرفی ندارن که بزنن بی این که خودشون بدونن همیشه یه چیزی تو مایه های همین جمله های بالا رو می گن.مثل همون قرار داد خفه شو.

پ ن2:با تشکر از یکی از کامنت گذاران برای خودکارهای آبی دخترانه که منویاد این قضیه ی تلخ انداخت!

[ ۱۳٩٠/۳/٢۳ ] [ ٤:٤٠ ‎ب.ظ ] [ عطیه ] [ نظرات () ]

خیلی غمگینانه است که کلی چیز داشته باشی برای نوشتن.بعد اینقدر ننویسی که همه اش یادت برود.مثل این می ماند که یک تکه از وجودت را عمداً یک جایی که دیگر بهش برنمی گردی جا بگذاری و بروی.

---------------------------------------------------------------------

فقط نمی دانم این عمداً  ِ لعنتی از کجا افتاد توی زندگی ام.

[ ۱۳٩٠/۳/٢٠ ] [ ۱:٤٧ ‎ق.ظ ] [ عطیه ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

ناگزیر از سفرم... بی سر و سامان چون باد...
امکانات وب