قصه ی سادگی گم شده مون...
نسیم تازه بر فراز کوهستان هنوز می وزد 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

هر روز این روزهایم

پر است از تصویرهای گنگ

صداهای گنگ

خاطرات مبهمی که یادم نمی آید


ادامه ی مطلب
[ ۱۳۸٩/۱٢/۱۸ ] [ ۳:٤٤ ‎ب.ظ ] [ عطیه ] [ نظرات () ]

بگو چه کنم؟

و  این


ادامه ی مطلب
[ ۱۳۸٩/۱٢/۱۸ ] [ ٢:٥۸ ‎ب.ظ ] [ عطیه ] [ نظرات () ]
[ ۱۳۸٩/۱٢/۸ ] [ ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ ] [ عطیه ] [ نظرات () ]

این که اون نمی فهمه که من تنهام به اون ربطی نداره.

این که من نمی فهمم که اون تنها نیست هم به اون ربطی نداره.

همه ی اینا مشکل منه...خودم تنهایی...

[ ۱۳۸٩/۱٢/۸ ] [ ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ ] [ عطیه ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

ناگزیر از سفرم... بی سر و سامان چون باد...
امکانات وب